تبليغاتX
حــــنــــــجــــــره

حــــنــــــجــــــره

اجتماعی - سیاسی - فرهنگی

اتحادیه جوانان یا اتحادیه قومی

 

روز چهارشنبه گذشته خبری را از برنامه بامداد خوش تلویزیون طلوع  شنیدم که که اتحادیه جوانان پکتیکا برای قتل یک رهبر سیاسی افغانستان آقای لطیف پدرام رهبر حزب کنگره ملی افغانستان بخاطر توهین امان الله خان مبلغ دولک دالر تعین نموده اند.

شنیدن این خبر خیلی تعجب آوربود چراکه این پول تعین نمودن برای قتل ازبی سابقه ترین کارها در افغانستان واکثر کشور های اسلامی بوده است.

وقتی به تاریخ نظرمی اندازیم سابقه تعین نمودن پول بخاطر به قتل رسانیدن افراد واشخاص بر می گردد به جاهلیت عرب که برای از میان برداشتن حضرت محمد"ص" وآنانیکه تازه مسلمان می شدند مبالغ هنگفتی چون شتر وخانه وغیره جایزه تعین می کردند.

ومسئله ایکه اتحادیه جوانان پکتیکا به یک بارگی این پول را ازکجا بدست می آورد بحث جدا ووقتی به مسئله تصمیم بخاطر قتل آغای پدرام می نگریم سوال بر انگیز است که چگونه جوانان این اتحادیه به یکبارکی درفکر قتل آغای پدرام بخاطر توهین به امان الله خان که آن هم در حد یک توطئه می باشد افتاده اند.

واز این جوانان می پرسم که در زمان عیسوی شدن عبدالرحمن و یا توهین به عکس به قهرمان ملی افغانستان احمد شاه مسعود در داخل دانشگاه کابل ویا صدها مسئله دیگر در افغانستان کجا بودند که حد اقل نصف این پول را بخاطر قتل عبدالرحمن و یا بخاطر شناسائی عاملین توهین به عکس مسعود تعین می کردند، آخر اگر امان الله خان شخصیت ملی است مسعود هم چنان هم یکی از بزرگ مردان تاریخ  تکرار ناشدنی افغانستان بود.

وبه نظرمن مسئله توهین به امان الله خان که رهبری قومی شان است آنهم در حد اتهام در نزد این جوانان مهمتر از مسئله  عبدالرحمن و شهید مسعود بوده است.

ودیگر این را می خواهیم بدانیم یک اتحادیه جوانان ولایتی اینقدر پولی هنگفت را از کجابدست آورده اند چرا که ما جوانان ولایات تخار وبدخشان در ساختن اتحادیه های جوانان از آنها پیش قدم تر استیم در ظرف سه چهار سال اصلاً پولی بدست نیاورده ایم که حتی برای دانشجویان بی بضاعت خود یک حویلی را به کرایه بگیریم چه رسد به این قدر پولی گزاف.

ودیگر اینکه درطول چند سال یکه ما در کابل هستیم اصلاً اتحادیه را به این نام نشینده بودیم وحتی آنها هیچ کاری فرهنگی را به جوانان پکتیکائی شان انجام نداده بودند.

ظهور یکبارگی این اتحادیه به نام جوانان و بدست آوردن چنین مبالغ هنگفتی هوایی خود این را آشکار می سازد که این اتحادیه مر بوط به جوانان نباشدوزیر کاسه نیم کاسه ای است.

 

اسد ۱۳۸۷ کابل افغانستان

 

+ نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حصیف 

انصاف باید داشت

 

بی توجهی وبی مسئولیتی ادارات دولتی بدخشان رافراگرفته است ،خصوصاً ارگانهای دولتی که عبارت مقام ولایت، پولیس  و ولسوالی ها ست .

مشکلات اقتصادی درحد بالای قرارگرفته است حتی مردم دست به مهاجرت هازده اندوجهت براوردن نیازهای شان به هرکاری دست می زنند

  مشکلات بزرگی که درین ولایت به تازگی بروز یافته است عبارت ازکندن کاری دامنه های کوهایوزمین های زراعتی است که بخاطربدست آوردن شیرین بویه می باشد این کندن کاری هانه تنها به زراعت مشکل به وجود می آورد بلکه باعث به وجودآمدن سیلاب های مدهشیی خواهدشد ، پس چه خوب می شد که این مسئولین آن چنانیکه درازبین بردن تریاک پا فشاری دارند بخاطر بیرون آمدن ازبحران بویه کنی  راهی را هم می سنجیدند .

 پولیس ما بخاطر ازبین بردن کارخانه های هیروین عملیات بزرگی رادردره ها وکوها ی ولسوالی ها انجام می دهند ومصارف  گزافی میکنند وبالاخره چند تن مزدورکاری بیچاره را دستگیر ومحاکمه می کنند آن هم مزدورکاریکه ازجهت نبودن کدام شغلی به چنین عمل روی آورده است ،اما  تریاک دربازار ولسوالی ها به شکل آزاد به فروش می رسد وهیچ مانعی وجود ندارد

 واینگونه عملیات شاید هم نه بخاطر خدمت بلکه بخاطر خوش ساختن چند خارجی که درازبین بردن تریاک پافشاری میکند  وازحال مردم مظلوم وگرسنه ماخبری ندارند باشند

ووالی صاحب ماکه ازدوران مسئولیت اش چهار سال میگزرد تاحال هیچ کاری به این ولایت انجام نداده است ، والی صاحب درماه اول وظیفه اش درمصاحبه باسیمای شهروند گفته بود    من یک شخصی نیمه فرهنگی می باشم وچندی درعرصه مطبوعات هم "فعالیت داشته ام اگرمن توان پاسخ دادن به نیازهای جامعه نداشته باشم " دیگرنباید به مقام به نام والی وپدیده بنام مسئول خوشبین بود .

پس آیا والی صاحب ما منحیث یک والی فرهنگی گاهی مسئله دانشگاه بدخشان را ازجمله اولویت های فرهنگی این ولایت است بامسئولین بالاتردرجریان گذاشته اند ویاهم گاهی بادانش آموزان بدخشان دیداری داشته اند ویاهم کدام کاری فرهنگی دیگری انجام داده اند ؟

 

حمل ۱۳۸۶ کابل افغانستان

 

+ نوشته شده در  ساعت 2 بعد از ظهر  توسط حصیف 

آياامنيت به افغانستان برخواهد گشت؟

 

از سقوط حکومت طالبان امروز ۴ سال مي گذرد، هنوز هم بي امنيتي، جنگ، کشتار، اختطاف مردم در افغانستان جريان دارد.

هنوز هم صداي کشتن وکشتن، صداي مادراني درسوگ فرزندان، صداي اطفالي در سوگ پدر ومادر شنيده مي شود.

واين اعمال را همه وهمه طالبان که به ضد حکومت افغانستان و نيروهاي خارجي  ميجنگند  بدوش مي گيرند.

مسأله قابل توجه اين است که طالبان روز به روز قوي تر مي گردند، حملات انتحاري بالاي پوليس، مردم، سازمان هاي غير دولتي وخارجي ها افزايش مي يابد، حتي آنها درنزديکي دروازه هاي کابل وداخل شهر ها نفوذ کرده وبه چنين اعمالي دست مي زنند.

تاجران، مردم، ومحصلين  که درکابل استند نمي توانند به خوبي به مناطق شان که در اطراف نه چندان دور کابل است سفر کنند.

پس براي حل چنين مسايلي در افغانستان چه راهي را بايد درپيش گرفت.

طالبان يگانه راه براي دست کشيدن از اين اعمال شان را خروج نيروهاي خارجي از افغانستان مي خوانند اما اين درحاليست که خود آقاي کرزي به صراحت اعلان مي کند " تا اينکه سرک ها ما جور نشود، پوليس تقويه  نگردد، اردو به پاي خود نه ايستد، ما نمي گذاريم که نيروهاي خارجي از افغانستان بيرون بروند"

پس چگونه اين دو خواهش متضاد پوره گردند تا راهي براي امنيت وصلح درکشور باز گردد.

مسأله ديگري که در تقويت طالبان در افغانستان کمک میکند پيوستن يک تعداد اشخاص ناراضي  ومتضرربمباردمان ها بي مورد نيروي هاي  خارجي  در جنوب کشور طالبان است واين بمباردمان ها وحملات اطفال، زنان، مردان وجوانان بي گناه را مي کشد. وحتما کسي که پدر، مادر، برادر، ويا خواهرش بدون کدام گناهي شهيد شود عقده گرفته وجهت گرفتن انتقام هر کاري را انجام مي دهد حتي براي رسيدن به هدف انتحار هم خواهد کرد. و بالاخره اینکه وقتي حکومت افغانستان خواهان دادن معينيت ها، رياست ها ، حتي وزارت براي ياغيان دولت است پس چه اميدي براي آمدن امنيت داشته باشيم.

به اميد افغانستان آباد، آزاد وسربلند.

 حمل ۱۳۸۵ فیض آباد بدخشان

 

+ نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حصیف 

بدخشان در فراموشی

 

بدخشان ولایتی است دارای ٤٧٤٠٣ کیلومتر مربع مساحت، یک میلیون و سیصد هزار نفر نفوس  و ٢٨واحد اداری که درشمال شرق افغانستان موقعیت داشته و با کشورهای چون تاجکستان، چین و پاکستان سرحد مشترک دارد.  این ولایت یکی ازمحروم ترین ولایات در سطح کشور می باشد که درطول تاریخ کمترین توجه بدان صورت گرفته است. حکومت مداران فعلی افغانستان ازجمله بی توجه ترین دولت مردان تاریخ حاکمیت کشور ما درقبال این ولایت محسوب می گردند.

چرا حقوق و امتیازات این ولایت با ولایات دیگراففانستان مساوی و برابر نیست؟

درحالیکه هر روز ازطرف شما حکومت داران شعارهای شاعرانه یی مبنی بر تامین عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن سرداده می شود.

برای سوختن و بسته شدن مکاتب بعضی از بخش های افغانستان اشکها ریخته می شود، تاسف ها ابرازمی گردد، عاملین تقبیح می شوتد و مکاتب دوباره ساخته می شوند؛  اما در ولایت بدخشان دانشگاه آن بسته می شود درحالیکه صدها جوان بدخشی از نبود اقتصاد توانایی  آن را ندارند که تحصیلات خویش را ادامه دهند  و به همین سبب از نعمت دسترسی به تحصیلات عالی بازمی مانند.

و شما که در خراب شدن و سوختن  یک مکتب بیست بار متواتر " بیابه جور وو، بیابه جوروو، بیابه جور وو" میگویید، برای دانشگاه بدخشان که شما خود بسته اش کردید،  چرا گفتن یک بار" بیا پیل کوو" را از ما دریغ میکنید؟! شما همیشه علت بسته شدن این دانشگاه را نبود کدرعلمی ونبودن جای عنوان می کنید، درحالیکه ازنگاه بودجوی ۵٠ فیصد بودجه را  وزارت های تان مصرف نمی توانند ودوباره تسلیم وزارت مالیه می شود،  نمی شد کمی از این پول را برای عمارت این دانشگاه تخصیص می دادید و از نگاه کدرعلمی باید گفت وقتی که شما دروازه دانشگاه یا محل کدرپروری را بدست خود بسته اید آیا بازهم توقع دارید که این کدر در زیر بته های تریاک تربیه شود، رشد کند، و به ثمر نشیند؟!

در دیگر ولایات افغانستان

 بودجه برای دوبارقیر ساختن سرک های شان حتی قیرسرک ها فرعی شان درنظرگرفته می شود اما دربدخشان پرداخت بودجه سرک تالقان- فیض آباد که اولین کار جدی بازسازی درولایات تخار - بدخشان از پول کمک بانک جهانی است، با تعلل صورت میگیرد؛ کار سرک سازی دراینجا به بازی کودکان با کلوخ میماند.

مسـئله دیگر برق است، آیا وزارت انرژی و آب این آب خروشان دریای کوکچه را با همه جوش وخروشش نمی بینند که برای ما وعده آمدن برق در۱٠ سال آینده را ازکشور های همسایه می دهد درحالیکه اگربالای دریای کوکچه توربینی نصب شود برق آن برای تمام افغانستان کافی خواهد بود.

پس مردم مظلوم بدخشان؛  آیا شمادرولایت تان والی ندارید و یا وکیلی درپارلمان ندارید که صدای شما را به گوش خواب آلودگان برسانند و یا اینکه گوش زمامداران  پخته پیچ است.

چراخاموش هستید ؟ نشنیده اید که گفته اند:ظلم کردن گناه است وتحمل ظلم گناه بزرگتر.

 حوت ۱۳۸۴ بدخشان  افغانستان

+ نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حصیف